یه مامان پرستار که هیچ وقت خسته نمیشه
سلام سلام صد تا سلام
امروز با یه انرژی زاید الوصفی اومدم سر کار وبا یه سبد بزرگ پر از تشکر واسه دوستای گلم گه تو این مدت جویای حال منو نوژا و بابایی شدن؛ دستتون درد نکنه از مهربونیهاتون و...........با چند تا خبر خوب اومدم
اولیش اینکه نوژای من تبش ار 2 شب پیش قطع شد ویک کم رنگ و روش باز شده و بازم شیطنت هاشو از سر گرفته اونم چه شیطنت های
.اما من عاشق این شیطونیهاشم کلی ذوقش میکنم که دوباره راه افتاده احساس میکنم اذیتهاش دوبرابر شده اخه چند روز آروم بوده همش جمع شده تو دل کوچکش و حالا داره رو میکنه![]()
دوم اینکه بابای نوژا هم کمر دردش کمی تا قسمتی بهتر شده و حال معدش هم داره خوب میشه به امید خدا
یه خبر خوب دیگه اینکه بالاخره نوژا از توی شیشه اش آب خورد جای امیدواریه که شیر هم بخوره


حالا بریم سراغ کارهای جدید نوژا:
از وقتی مونس مامان و بردیم دکتر و آمپول زدیم و با سرنگ دارو میدادم؛یه کار جدید یاد گرفته نی نی کچل رو وارونه میکنه و چسب پشت لبلسشو باز میکنه و با سرنگ آمپول میزنه بهش بعد هم برش میگردونه و با رنگ تو دهنش فشار میده و میگه "ام" یعنی دقیقا همون کاری رو که با خودش کردم با عروسکش میکنه
تازگیها دیگه پاشو تو دمپای رو فرشی های من میکنه و به زور دو قدم راه میره اگه هم از پاش در بیاد کلی گریه زاری راه میندازه .بعضی وقتها هم دو تا پاشو تو یه لنگه دمپایی بکنه نوژا بانویه دیگه
دیگه اجازه نمیده خوراکی ها رو بذارم تو دهنش فقط در یه صورنت میشه اونم موقعی که ٢ تا قاشق دستش باشه و من بایه قاشق دیگه با هزارو یک ترفند بذارم دهنش فکر کنید تو خونه ما روزانه چند تا قاشق کثیف میشه![]()
تا در حال باز میشه دستاشو پشت سرش میگیره و سرشو میده جلو و میره پشت در وایمیسه و در و میبنده بعد میکوبه به در و میگه" ماما"؟ و تا من درو باز میکنم خم میشه و دستاشو میگیره وست پاشو با یه قیافه خاصی دندوناشو رو هم فشار مبده و میخنده چشماش هم میشه ٢ تا نخود .........حالا تصورکنید من چقدر واسش ضعف میکنم
اینم از نگین زندگی ما. عکساشم سعی میکنم تا فردا بذارم تو وبش
سه شنبه ٦/دی/ ١٣٩٠


یه مامان پرستار که هیچ وقت خسته نمیشه
